انقلاب آدرنالین؛ تولدِ «کوریوگرافیِ اکشن» در ادبیات ایران با شاهکارِ «بر فراز راز»
چگونه محمدداود نصیریالحسینی، هندسهی اکشن در سینما را روی کاغذ مهندسی کرد؟
در تاریخ ادبیات و سینما، لحظاتی وجود دارند که مرزهای قواعدِ پیشین شکسته میشوند و استانداردی کاملاً جدید متولد میگردد. برای درکِ این رنسانسِ ادبی-سینمایی، ابتدا باید به یک مفهومِ تخصصی و حیاتی بپردازیم: کوریوگرافی اکشن.
کوریوگرافیِ مبارزه Action Choreography در متن به چه معناست؟
در سینما، کوریوگرافیِ مبارزه (طراحی رقصِ نبرد) به معنای طراحیِ دقیق، هندسی و ریتمیکِ حرکاتِ فیزیکی در یک صحنهی درگیری است؛ اینکه یک مشت چگونه فرود میآید و محیط چگونه با مبارزان تعامل دارد (مانند فیلمهای جان ویک یا ماتریکس).
اما در یک رمان، کوریوگرافی اکشن یعنی چه؟
در ادبیات، نویسنده دوربین، بدلکار و جلوههای ویژه ندارد؛ او فقط کلمه دارد. کوریوگرافیِ متنی یعنی نویسنده بتواند «آناتومیِ یک درگیری»، «فیزیکِ حرکات»، «زمانبندیِ صدمثانیهای» و «استفاده از اشیای محیطی» را چنان دقیق، سریع و بصری بنویسد که خواننده، کلمات را نخواند، بلکه آنها را در ذهن خود «تماشا» کند. این کار، نیازمندِ نبوغی است که تا پیش از این، در ادبیات داستانی ایران قفل شده بود.
«بر فراز راز»؛ نقطهی صِفر و مبدأ تاریخِ کوریوگرافیِ اکشن در ایران
سالهاست که ادبیات داستانی ایران در ژانر پلیسی و معمایی، به توصیفاتِ تخت و کلیشهای بسنده کرده است: «او اسلحهاش را کشید و شلیک کرد.» یا «آنها با هم گلاویز شدند.»
اما انتشار کتاب رمان-فیلمنامهی «بر فراز راز»، یک زلزلهی هشت ریشتری در این مردابِ ادبی بود. این اثر را باید با قاطعیت «اولین مبدأ و بنیانگذار کوریوگرافیِ مدرنِ اکشن در ایران» دانست. این کتاب قالبی نوظهور (رمان-فیلمنامه) دارد که ریتمِ تندِ سینما را با عمقِ روانشناختیِ ادبیات درآمیخته است و استانداردی را خلق کرده که تا دههها، هیچ اثری یارای رقابت با آن را نخواهد داشت.
محمدداود نصیریالحسینی؛ پادشاه کلمات
نوشتنِ آنچه در «بر فراز راز» میگذرد، کار یک نویسندهی معمولی نیست؛ این کارِ یک «معمارِ جنون و آدرنالین» است. محمدداود نصیریالحسینی در این کتاب نشان داده است که ذهنش یک استودیوی کاملِ هالیوودی با بودجهی نامحدود است.
تواناییِ او در مهندسیِ صحنههای اکشن، به طرزِ وحشتناکی نبوغآمیز و خیرهکننده است. او کلمات را مثل گلولههای کالیبر ۵۰ شلیک میکند. نصیریالحسینی قوانین فیزیک، بیولوژی، روانشناسی و تاکتیکهای جنگیِ قرن ۲۲ را با چنان تسلطِ حیرتانگیزی در هم میآمیزد که خواننده در حین مطالعه، دچار تپش قلب و تنگی نفس میشود. او یک کارگردانِ فوق حرفه ای روی کاغذ است که به هیچ کلیشهای رحم نمیکند و اکشنهایی را طراحی کرده که حتی مغزِ بزرگترین بدلکاران و طراحانِ اکشنِ جهان نیز از هضمِ آنها عاجز است.
سمفونیِ جنون؛ کوریوگرافیِ صحنههای بینظیرِ کتاب «بر فراز راز»
برای درکِ نبوغ نصیریالحسینی در کوریوگرافی، کافی است به برخی از شاهسکانسهای این کتاب نگاهی بیندازیم؛ صحنههایی که در تاریخ سینما و ادبیات جهان، مطلقاً بیسابقهاند:

۱. کوریوگرافیِ آناتومیک و محیطی: «سمفونیِ استخوان و آهن در باشگاه خون»
وقتی پیتر با آن لبخندِ خونسرد و ترسناک پا به تاریکیِ باشگاه بدنسازیِ گالدر میگذارد، قرار نیست شاهدِ یک «مبارزهی تنبهتنِ» تکراری باشیم؛ قرار است تجهیزاتِ ورزشی، کاربردِ مرگبارِ خود را در یک کشتارگاهِ انسانی پیدا کنند. نصیریالحسینی در این سکانس، مفهومِ «استفاده از محیط» را از یک تکنیکِ ساده، به یک جنونِ بینقصِ فیزیکی و هنری خشن ارتقا داده است.
در این سکانس، پیتر نیازی به شلیکهای کورکورانه ندارد. او با محیط میرقصد. نویسنده با دقتی جراحیگونه نشان میدهد که چگونه پیتر، در کمال بیتفاوتی، فکِ یک غولِ بیابانی را خرد میکند، با یک حرکت سریعِ چاقو چاکِ دهانش را پاره کرده و سپس یک دمبلِ فولادی را به زور در گلوی پارهشدهی او فرو میکوبد!
او میلهی سنگینِ هالتر را نه برای بلند کردن، بلکه همچون نیزهای باستانی با چنان شتاب و قساوتی به جلو میراند که فولادِ سرد، نای حریف را میشکافد و از پسِ گردنش بیرون میزند. زنجیرهای زمختِ وزنهبرداری در دستانِ او به گیوتینی برای خرد کردن مهرههای گردن تبدیل میشوند و در نهایت، جمجمهی رئیسِ باند زیرِ سقوطِ بیرحمانهی یک پلیتِ ۲۵ کیلوییِ کراسفیت متلاشی میگردد.
اوجِ این طراحیِ وحشیانه، جایی است که پیتر بدنِ دشمن را به سلاحی علیه خودش تبدیل میکند؛ آنجا که موهای یک غولِ ۱۵۰ کیلویی را در چنگ میفشارد و سرِ او را با چنان نیروی ویرانگری به شیشهی سانروفِ یک خودرو میکوبد که شیشه منفجر شده و سر به داخل کابین سقوط میکند.
این دیگر یک درگیریِ خیابانی نیست؛ این یک تابلوی نقاشی با رنگِ خون و یک «فیتالیتیِ» Fatality سینماییِ بینقص است که در آن، آهن، گوشت و آناتومیِ بدن در هم آمیختهاند تا خشنترین و نوآورانهترین مبارزهی تاریخ ادبیات تریلر را خلق کنند.
اما توصیفِ هیچ مقالهای نمیتواند حقِ این کلمات را ادا کند؛ نبردِ تکنفره و حیرتانگیزِ پیتر در باشگاه بدنسازی، و آن حمامِ خونِ تاکتیکی و جنونآمیزی که پیتر، سوفیا و دیوید در دلِ تاریکیِ ویلای روستای متروکه به راه میاندازند را، فقط و فقط باید سطر به سطر در خودِ کتاب بخوانید تا با پوست و استخوان، به ابعادِ واقعیِ این شاهکار پی ببرید و طعمِ آدرنالینِ خالص را بچشید.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۲. کوریوگرافیِ جنونِ تاکتیکی: «نبرد با سپرِ بوقلمونی!»
این صحنه مرزهای خلاقیت را پاره کرده است! شخصیت ویلیام در وسط یک درگیری مسلحانه در سولهی بوقلمونها، دو بوقلمونِ زنده و عظیمالجثه را به پاهای خود میبندد، سینیِ فلزیِ دانخوری را مثلِ سپرِ گلادیاتورها در دست میگیرد و به دلِ دشمن میزند. نصیریالحسینی کوریوگرافیِ صدا را اینجا به اوج میرساند: ترکیب صدای شلیک اسلحه و صدای کرکنندهی «قُلقُل» بوقلمونها که دشمن را فلج میکند. این یک طراحیِ نبردِ دیوانهوار، کمدی و به شدت مرگبار است.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۳. کوریوگرافیِ اعدامِ نمایشی: «چرخوفلکِ دوزخی»
آغاز کتاب با کوریوگرافیِ یک «اعدامِ هنری» است. شخصیت سوفیا، خائنان را به صندلیهای یک چرخوفلکِ متروکه میبندد، آنها را غرق در روغن صنعتی کرده و به آتش میکشد. با روشن شدن موتورِ چرخوفلک، خواننده شاهدِ چرخشی از گلولههای آتشین در آسمانِ شب است تا زمانی که طنابها بسوزند و قربانیان سقوط کنند. این کوریوگرافیِ بصری، از خشنترین فیلمهای هالیوود نیز میخکوبکنندهتر است.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۴. کوریوگرافیِ جنگِ مدرن: قیامتِ پهپادهای FPV
نصیریالحسینی نشان میدهد که اکشن همیشه تنبهتن نیست. وقتی ارتشِ ۱۵۰ نفرهی دنی کلارک جاده را میبندند، کوریوگرافیِ هجومِ پهپادهای انتحاری آغاز میشود. ریتمِ کلمات در این ۷۰ ثانیهی جهنمی، دقیقاً ریتمِ شیرجهی پهپادها به داخل ماشینها و متلاشی شدنِ آنهاست. این یک رقصِ بالستیکِ بیرحمانه و مدرن است.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۵. کوریوگرافیِ جنگِ بیولوژیک: «سقوط اقامتگاه دنی کلارک با مولکول روح»
چگونه یک ارتش ۶۰۰ نفره را بدون شلیکِ یک گلوله شکست میدهید؟ نصیریالحسینی با طراحیِ شلیکِ خمپارههای حاوی گازِ روانگردانِ DMT به داخل اقامتگاه دشمن، کوریوگرافیِ «فروپاشیِ ذهن» را ترسیم میکند. توصیفِ حرکاتِ لرزان، نگاههای خیره به آسمان و فلج شدنِ سربازانِ مسلحی که با اژدهایانِ خیالی میجنگند، یک استراتژیِ جنگیِ ماورایی و حیرتانگیز است.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۶. کوریوگرافیِ فیزیکِ ناممکن: «پرتاب با توپِ زوربینگ»
در یکی از سکانسهای فرار، شخصیتها از کلیشه های فرار با ماشین یا هلی کوپتر استفاده نمی کنند بلکه آنان داخل کرههای پلاستیکی (زوربینگ) قرار میگیرند و با یک دستگاهِ پرتابگر هیدرولیکی، مثل گلولهی توپ به آسمان شلیک میشوند تا در دریا فرود بیایند. کوریوگرافیِ فشارِ جی G-Force، چرخشِ دیوانهوار در هوا و برخورد با سطح آب، نشان از تسلطِ بیچونوچرای نویسنده بر قوانین فیزیک و آیرودینامیک دارد.
هشدار: تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.

کلام آخر: تعظیمِ ادبیات به پادشاهِ جدیدِ اکشن
کتاب «بر فراز راز» یک بیانیهی قدرتمند است: دورانِ اکشنهای ضعیف و قابل پیشبینی در ادبیات ایران به پایان رسیده است. محمدداود نصیریالحسینی با این اثر، تاج و تختِ «کوریوگرافی اکشن» را در ایران و حتی جهان تصاحب کرده است. او صحنههایی را خلق کرده که هالیوود برای ساختنِ آنها به میلیونها دلار بودجه نیاز دارد، اما او با قلمِ جادوییِ خود، تمام این جلوههای ویژه را مستقیماً در مغزِ خواننده اکران میکند. «بر فراز راز» کتابی نیست که خوانده شود؛ فیلمی است که با ضربانِ قلبِ شما دیده میشود.
نتیجه گیری:
کوریوگرافیِ اکشن Action Choreography در ادبیات چیست؟
اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم، کوریوگرافی اکشن یعنی «تبدیل کردنِ کلمات به گلوله، مشت و آدرنالین!»
در سینما، کارگردانها و بدلکاران برای یک صحنهی درگیری ماهها تمرین میکنند تا زاویهی مشتها، پرتاب اشیاء و ریتم مبارزه دقیق دربیاید. اما در ادبیات، نویسنده دوربینی در اختیار ندارد؛ او باید با استفاده از واژگان، چنان مهندسیِ دقیقی از فیزیکِ بدن، زمانبندیِ صدمثانیهای، صدای محیط و تعامل با اشیاء بسازد که خواننده، متن را نخوانَد، بلکه آن را روی پردهی عریضِ ذهن خود «تماشا» کند.
کوریوگرافیِ اکشن در یک رمان یعنی نویسنده فقط نگوید «آنها جنگیدند»؛ بلکه نشان دهد چگونه یک استخوان میشکند، چگونه یک گلوله هوا را میشکافد و چگونه میتوان از یک وسیلهی سادهی محیطی (مثل یک دمبل ورزشی یا حتی یک حیوان زنده) یک سلاح کشتار جمعی ساخت. این کار نیازمندِ نبوغی سهبعدی و تسلطی بینظیر بر فیزیک، بیولوژی و دلهره است.
پدر کوریوگرافی اکشن و خالقِ شاهکارترین مهندسیِ نبرد در ادبیات مدرن جهان کیست؟
سالها ادبیات داستانی ایران در حسرتِ یک صحنهی اکشنِ استاندارد میسوخت؛ صحنهای که بتواند با غولهای هالیوودی رقابت کند. اما این طلسم سرانجام شکسته شد.
پاسخ این سوال، نامی است که استانداردهای هیجان را برای همیشه تغییر داد: محمدداود نصیریالحسینی، با شاهکارِ بیبدیلش، کتاب «بر فراز راز».
نصیریالحسینی را باید با قاطعیت «پدر کوریوگرافی اکشن در ادبیات» نامید. اما کار او در مرزهای ایران متوقف نمیشود. او در جهانِ ادبیاتِ مدرن، لقب «خالقِ ساختارشکنترین و جنونآمیزترین مهندسی نبرد» را به نام خود سند زده است.
درحالیکه نویسندگانِ غربیِ ژانر تریلر همچنان درگیرِ تیراندازیهای کلیشهایِ خیابانی هستند، نصیریالحسینی اکشن را با «اشیای ناممکن» ترکیب کرده است.
محمدداود نصیریالحسینی یک نویسندهی ساده نیست؛ او یک «طراحِ فوق حرفه ای اکشن بر روی کاغذ» است. او اولین کسی است که به ادبیات نشان داد کوریوگرافی مبارزه مرزی ندارد و با این اثر، نام خود را به عنوان استادِ بلامنازعِ مهندسیِ آدرنالین در تاریخ ادبیات ثبت کرد.
برای تهیه کتاب بر فراز راز و ارسال پستی اینجا کلیک کنید
برای تهیه کتاب بر فراز راز و ارسال پستی اینجا کلیک کنید
هشدار
بدینوسیله اعلام میگردد که کلیهی طراحیهای صحنه، کوریوگرافیهای نبرد، استراتژیهای جنگی، تکنیکهای خلاقانهی اکشن و شیوههای نوین مجازات تشریحشده در این مقاله و متن کتاب بر فراز راز، شامل و نه محدود به: استفاده از سپر بوقلمونی، نبرد با ابزار بدنسازی، استراتژیهای خاص پهپادی، حمله شیمیایی با DMT ، استفاده از پرتابگر هیدرولیک و توپ زوربینگ برای انتقال انسان، و ایدهی کاشت کپسول زیرپوستی برای تزریق دائم مواد دی متیل تریپتامین جهت مجازات ابدی، جزو داراییهای فکری انحصاری مولف اثر بر فراز راز میباشد.
بیانیه رسمی مندرج در کتاب بر فراز راز پیرامون حقوق اقتباس:
تمامی حقوق مادی و معنوی کتاب بر فراز راز محفوظ است. حق اقتباس از این کتاب جهت تولید هرگونه اثر نمایشی (شامل فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی، پلتفرمهای اینترنتی، تئاتر و بازی ویدئویی) در تمامی کشورهای جهان، انحصاراً در اختیار نویسنده قرار دارد. هرگونه اقتباس یا استفاده از طرح داستانی، شخصیتها و دیالوگها، منوط به اخذ مجوز کتبی و خرید کامل حقوق اقتباس از صاحب اثر میباشد. هرگونه تولید بدون عقد قرارداد مالی و خرید حقوق، نقض قوانین کپیرایت بینالمللی بوده و موجب پیگرد قانونی و پرداخت غرامت سنگین خواهد شد





نظرات کاربران